نظر | ||||
|
||||
|
...همین حالا که من تنهام ...خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید ...به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ؛ ...نه این که رفتنت سادست ...نه این که می شه باور کرد دوباره آخر جادست خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو یا با تو ...همینه رسم این دنیا !خداحافظ همین حالا نظر |
![]() |
کوچیک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست ولی مگه خدا هم گریه می کنه چرا باید دل خدا بگیره!! دوست داشتم زیر بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم اشک خدا را تو یه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم! آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد حس میکرم که آدما دل خدا رو شکستند و یا از یاد خدا غافل شدند همه می گفتند باران رحمت خداست ولی حس کودکانه من می گفت: خدا دلش از دست آدما گرفته |